
یـخ کرده ام اما نه از سـوز زمستـان اما نه از شب پرسه های زیر باران یخ بسته ام_یخ بستنی در تب_تبی که جسمم نه_دارد باورم میسوزد از آن یخ کرده ام _امـا_نه_آغـوش نوازش! روح یخی را با چنین شـولا مپوشان گرمم نخواهی کرد و فرقی هم ندارد یخ بسته ای پوشیده باشد یا که عریان "محمد علی بهمنی" ...
ادامه مطلب