
اولین روز آذر، با این هوای سرد و گرفته اش، وجود سردم رو سرمازده تر کرد.دلم یه چای دارچین داغ میخواد با شکلات، با یه دفتر و قلم ، تا دلمو یه کم سبک کنم... خدای من، صبورم کن، آرومم کن.... ...
ادامه مطلب
کسی از ظاهر یک کوه حالش را نمی فهمد به ظاهر ساکتم ، در سینه ام آتشفشان دارم (امید صباغ نو)...
ادامه مطلب
پرواز کرده از قفس من قناری ام برگرد ای قنــاری از من فراری ام مستم کن از صدای خودت باز هم شبی تا بیشتر رهـــا شوم از هوشیــــاری ام برگرد ماه من به شب آشنایی ات با چشم های مثل پلنگ شکاری ام دارد غم نداشتنت میــکشد مــــــــرا یک روز روی دست خودت میگذاری ام این قرص لعنتی مگر آرامبخش نیست ؟ اصلا اثر نداشته بر بیــــــقراری ام راهم بده به کلبه ی آغوش گرم خود ...
ادامه مطلب